دانلود موسیقی بی کلام

آهنگ بی کلام

موسیقی کلاسیک

موسیقی فیلم

دانلود آهنگ بی کلام

دانلود موسیقی کلاسیک

دانلود موسیقی فیلم

دانلود موزیک

دانلود آهنگ جدید

موسیقی فیلم قطار 3.10 به یوما اثر مارکو بلترامی

موضوعات سایت

تازه ترين اخبار دنياي فناوري

موسیقی فیلم قطار ۳٫۱۰ به یوما اثر مارکو بلترامی

ارسال شده در تاريخ : ۲ شهریور ۱۳۹۱ - توسط : RadioBaran4291 بازدید
Marco%20Beltrami%20%20 %20The%203 10%20to%20Yuma موسیقی فیلم قطار 3.10 به یوما اثر مارکو بلترامی
بازگشت هالیوود به ژانری تقریبا فراموش شده این فیلم را برای سینمادوستان به ارمغان آورده است. قطار سه و ده دقیقه به یوما در واقعا بازسازی وسترنی قدیمی به همین نام است که در سال ۱۹۵۷ در آمریکا اکران شد. پس از دهه ۷۰ که وسترن در اوج خود قرار داشت، تقریبا این ژانر به فراموشی سپرده شده بود.

 

البته فیلم هایی نظیر «با گرگها می رقصد» و یا «نابخشوده» یاد وسترن را زنده کردند اما به هیچ وجه نمیشد موفقیت این سبک را با سال های دور مقایسه کرد. تا اینکه سال ۲۰۰۷ رسید…
دو وسترن دلنشین و تحسین برانگیز به نام های «ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو» و «قطار سه و ده دقیقه به یوما» که هر دو بازسازی از دو فیلم کلاسیک بودند، اکران شدند. هر دو فیلم مورد استقبال و تحسین بسیاری از مردم و منتقدان قرار گرفتند. فیلم قطار سه و ده دقیقه تمامی ارکان اصلی یک شاهکار را در خود جای داده است و از موسیقی متن و بازیگری گرفته تا کارگردانی، همه و همه دست در دست هم داده اند تا یکی از بهترین وسترن هایی که تاکنون ساخته شده را به تصویر بکشند.

 

 

دن اوانس یکی از پاهای خود را در جنگ داخلی آمریکا از دست داده و به همراه همسر و دو پسرش از شرق ایالات متحده به ایالت آریزونا در غرب این کشور آمده است. اما خشکسالی زندگی آرام آنها را به هم زده است. سکانس ابتدایی فیلم گفت و گویی بین دن و همسرش را نشان میدهدکه اطلاعاتی از گذشته به ما میدهد. دن زیر بار بدهکاری است و فرصت پرداخت این بدهکاری نیز به اتمام رسیده، پس خانواده اوانس هر لحظه منتظر است تا افراد هالدنر آرامش آنها را بهم بزنند. پس از آتش گرفتن طویله، با شخصیتی رو به رو میشویم که هیچ شباهتی به دن ندارد. ویلیام پسر بزرگ او با ۱۴ سال سنی که دارد، برای نجات خانواده هر کاری که از دستش بر می آید انجام میدهد. صبح روز بعد وقتی سه مرد خانواده اوانس به دنبال گله گمشده خویش راهی میشوند، به گروهی گانگستر به رهبری بن وید میرسند. شخصی که جرائم و قانون شکنی های بسیاری را انجام داده است و سرتاسر ایالت او را میشناسند.
وقتی یکی از مارشال ها یکی از افراد گروه بن وید را گروگان میگیرد، با دست خدا آشنا میشویم. وید بی درنگ هر دو را در یک چشم برهم زدن میکشد و اینگونه است که به اسلحه او دست خدا میگویند. وقتی بن وید متوجه حضور دن میشود، تصمیم مصمم و جدی دن برای بازپس گیری گله اش یکی از سکانس های جالب فیلم است. جایی که در میابیم در وجود بن وید هنوز انسانیت وجود دارد. به طوری که او به راحتی میتوانست دن و هر دو پسرش را بکشد ولی با اینکه دن از او تقاضا نکرد، او گله را به وی بازگرداند. اینک بن فاستر در نقش چارلی پرینس، معاون و دست راست بن وید و همچنین کارکتر مورد علاقه بنده وارد داستان میشود. بن وید و گروهش، مارشال ها و کلانتر های شهر را به دنبال سرنخی بدون جواب میفرستند تا برای مدتی استراحت کنند و به سلامتی دوستان از دست رفته اشان ویسکی بنوشند. کلانترها با دن و پسرانش در راه مواجه میشوند. حالا همگی با هم راهی شهر بگزلی میشوند. کلانترها برای دستگیری بن وید و دن برای اتمام حجت با طلبکارش هالدنر. این فیلم یک داستان تقریبا کلیشه ای را طی میکند ولی نقطه عطف فیلم، شخصیت پردازی فوق العاده آن است.
وقتی با کارکترهای خاکستری داستان بیشتر آشنا میشویم. بن وید (راسل کرو) در ابتدا یک گانگستر به تمام معناست ولی هر چه داستان جلوتر میرود، ابعاد مثبت وی بیشتر نمایان میشود. وقتی از گذشته وی مطلع میشویم و در آخر عاقبت او را میبینیم به یک تناقض بزرگ میرسیم! دن اوانس (کرستین بل) از گذشته رنج آور خود فراریست و خود را وقف خانواده کرده است. ولی درمیابیم که حتی او نیز از از پول و امکانات چشم پوشی میکند و برای شرافت از دست رفته خود خود تا آخرین نفس مبارزه میکند. دن بدون توجه به اینکه طرف صحبتش یکی از بزرگترین گانگستر های آمریکاست، پس از طلب کردن پول گله و اسب هایش، باز هم پول بیشتری طلب میکند! این سکانس فقط میانبری از داستان بود تا علاوه بر اینکه ما با شخصیت دوم دو کارکتر داستان آشنا میشویم ، بن وید نیز دستگیر شود. برای افرادی مانند بن که یک گروه بسیار خطرناک را همیشه به دنبال خود دارند، این دستگیری فقط شروع کار است.

حالا باید همه دست در دست هم دهند تا وی را به وسیله قطار ساعت ۱۰ :۳ به یوما برسانند تا آنجا او را به سزای اعمالش برسانند. دن نیز برای کمک در این راه به ازای ۲۰۰ دلار داوطلب میشود. البته اینجا به برداشت من موضوع پول نیست. در جنگ داخلی آمریکا وقتی ترس بر دن غلبه کرد، سبب شد تا پایش را از دست بدهد. او شرافت خود را از دست داده است و حتی پسرش نیز این موضوع را عمیقا درک میکند. شاید قبول همکاری در چنین ماموریتی راهی است که دن برای بازپس گیری شرافتش در پیش گرفته است. با سکانس جالب جابجایی بن وید در دلیجان کاری نداریم و میرسیم به سکانس های پر از اطلاعات خانه دن. جایی که بن وید، مرد آدمکش داستان حرف از انجیل میزند. جایی که وی فرق کشتن یک انسان و یک حیوان را هیچ میداند. البته این موضوع کمی بحث برانگیز است. ما نمیدانیم ارزش جان انسانها برای بن خیلی کم است یا ارزش جان حیوانات برای او خیلی زیاد! وقتی مکالمه مشکوک بین بن و همسر دن را شنیدم، اولین چیزی که به ذهن من رسید این بود که آیا همسر دن با بن در قدیم رابطه داشته است؟!
این بند از تحلیل را در اینجا به پایان میرسانیم که همه مردان به ظاهر خوب داستان راهی می شوند تا بن را به قطار یوما برسانند و در همین حال ویلیام نیز مخفیانه به دنبال آنها راهی میشود…

اولین قربانی این گروه تاکر است که یک شخصیت کاملا منفی را در فیلم دارد. لحظه ای غافل شدن از بن، او را به بدترین شکل ممکن به کشتن میدهد. تاکر که اسلحه و اسب بن را غنیمت گرفته است، شاید دچار نفرین دست خدا، اسلحه معروف بن میشود! پس از مرگ تاکر حواس بقیه بیشتر جمع میشود و میبینیم که گروه در طول بقیه مسیر نیز، حتی به حرف زدن بن واکنش نشان میدهند. در ادامه حقایقی را از گذشته مکلروی متوجه میشویم… وقایعی که خاکستری بودن شخصیت های فیلم را بار دیگر به ما نشان میدهد. مکلروی طی یک درگیری با آپاچی ها، ۳۲ تن از زنان و کودکان را به طرز فجیعی کشته است. جالب این است که وی از این کار احساس گناه نمیکند. این دقیقا یکی از تضادهای شخصیتی داستان است که فیلم را بسیار جالب و جذاب کرده است. در هر حال، مکلروی هم گرفتار خشم بن وید میشود.
درست هنگامی که تمام امید های دن از بین رفته است، ویلیام از راه میرسد. عزم راسخ ویلیام برای شلیک به بن از صدایش مشخص و اینگونه است که بار دیگر بن در اسارت قرار میگیرد. نکته جالبی که اینجا به نظرم می آید این است که دن جلوی همه، ویلیام را از آمدن منع کرد و با وی همانند یک بچه برخورد کرد در حالی که دیدیم ویلیام تا به اینجای مسیر، بیشتر از پدرش مثمرثمر بود و شاید تمام زحمات دن برای قدرتمند و شجاع نشان دادن خود جلوی پسرش تا اینجا بی تاثیر بوده است. وقتی سرخپوست ها به آنها حمله میکنند، تجربه بن به کار می آید و همگی آنها از مرگ حتمی نجات پیدا میکنند ولی این بار بن مسیرش را از آنها جدا کرده و بالاخره فرار میکند. اما دوباره آنها به یکدیگر میرسند.
نکته ای که در کل فیلم آن را درمی یابیم این است که هنگامی که پای شخص یا اشخاص سومی وسط می آید، بن و گروه دن، با هم همکاری میکنند ولی بعد از نجات از درگیری، دوباره به روی یکدیگر اسلحه میکشند. در سکانس های معدن میبینیم که آمریکایی ها چگونه از چینی ها کار میکشند و حتی از کیفیت کار آنها راضی هم نیستند. این در حالی است که جنگ داخلی آمریکا در ابتدا برای جلوگیری از برده داری شروع شد ولی نتیجه آن مهم نیست و برده داری دوباره رونق گرفته است. طی درگیری بین کلانتر های معدن، دکتر پاتر نیز کشته میشود.

 

با کشته شدن وی، عزم دن برای رساندن بن وید به قطار بیش از پیش شده است. او برای اثبات شهامت خود، دست به هر کاری میزند. شاید بحث اصلی فیلم، انتخاب بین مصلحت و شرافت است. رسیدیم به لوکیشن آخر فیلم که از نظر من دارای زیبایی ها ولی در عین حال ایراداتی است. با وارد شدن دن، پسرش و باترفیلد و مطمئنا بن وید به شهر کانتنشن، افراد بن نیز به فاصله اندکی وارد شهر میشوند. بن با زیرکی سعی دارد تا دن را با پول بخرد. البته موضوعی که در پی این مکالمات درمی یابیم این است که خود دن نیز حالا از پیشنهاد بن وید، خوشحال است. او که برای ۲۰۰ دلار راهی این سفر خطرناک شده است، حالا با ۱۰۰۰ دلار میتواند تسلیم شود و پیش خانواده اش برگردد. چارلی، یار وفادار بن با نبوغ خود جایزه ۲۰۰ دلاری برای هر کسی تعیین میکند یکی از افراد دن را بکشند. حالا با اضافه شدن کلانترهای محلی شهر کانتننش نیز، چیزی عوض نمیشود. کلانتر ها بلافاصله پس از تسلیم شدن به رگبار بسته میشوند.
باترفیلد و ویلیام در هتل پناه میگیرند و اکنون وقت میعاد با قطار ساعت سه و ده دقیقه به مقصد یوما است. دن آخرین وصیت های خودش را به باترفیلد میگوید. وصیت هایی که خانواده وی را برای بقیه عمرشان در آرامش قرار میدهد. تا به اینجای فیلم، و حتی سکانس آخر فیلم عالی است ولی چند دقیقه فرار دن و بن از هتل تا ایستگاه قطار، کاملا غیرقابل باور است. یکی از ارکان تاثیر گذاری فیلم و شاید مهم ترین آنها، واقعی بودن شخصیت هاست. شخصیت هایی که در دوران غرب وحشی به وفور یافت میشدند. اما این چند دقیقه فرار پایانی، لذت واقعی بودن فیلم را از بیننده و حداقل از من میگیرد.

از بین ۴۰ نفر تیرانداز حرفه ای و غیرحرفه ای، هیچکدام نمی توانند حتی یک گلوله به دن شلیک کنند. درباره این قسمت توضیح زیادی نمیدهم چون هر کسی با دیدن این سکانس ها متوجه منظور من میشود. شاید برای حل این ایراد باید فاصله هتل تا ایستگاه قطار را کمتر از نیم مایل در نظر میگرفتند تا این زد و خوردهای غیر معقولانه، کمی معقولانه جلوه کند. سکانس پایانی فیلم واقعا دراماتیک و احساسی به پایان میرسد. بن در بین مسیر دیگر قصد کمک کردن به دن را ندارد ولی وقتی از نحوه قطع شدن پای وی مطلع میشود، تصمیم میگیرد تا شرافت از دست رفته دن را حداقل برای پسرش باقی بگذارد. ولی درست در زمانی که همه چیز به خوبی پیش میرود، چارلی از راه میرسد. چارلی شخصیتی در سایه است که در تمام دقایق فیلم زیر سایه عظیم بن قرار دارد و به عنوان معاون او، دست به هر کاری میزند تا مانع سوار شدن او به قطار شود. گرد هم جمع شدن مربع ویلیام، بن، چارلی و دن با مرگ دو تن از آنها همراه است. بن که تا آخرین لحظه قصد به ثمر رساندن هدف دن را دارد، پس از مشاهده مرگ وی، قدرت دست خدا را بار دیگر به نمایش میگذارد.
همه افراد وفادار خود را میکشد و دوباره سوار قطار میشود، قطاری که به زندان یوما، جایی که بن تا به حال دو بار از آن گریخته است میرود. حالا ویلیام با افتخار از پدرش یاد میکند. راهی شدن اسب بن به دنبال قطار بیانگر این است که بن مردی دو بعدی است که در انتخاب این بعدها بر سر دو راهی مانده است. از یک طرف خود را به زحمت میدهد تا سوار قطار شود و از طرف دیگر به کمک اسبش قصد فرار دارد. ولی او حداقل تصمیم گرفته است که دن را یاری کند تا یکی از آنها با افتخار تا آخر عمر زندگی کند.

 
این فیلم به نوعی وسترن مدرن را بنا نهاد. وسترنی که در آن شخصیت ها و کارکتر های فیلم از خود سناریو بیشتر تاثیر میگذارد. راسل کرو بدون شک یکی از ارکان اصلی موفقیت این فیلم بود. شخصی که پیش تر او را در نقش گلادیاتور، فرمانده ای با عدالت و منصف دیده بودیم اما در این فیلم او را رهبری با شخصیتی خاکستری و حتی میتوان گفت بیشتر منفی دیدیم. دن برای شرافت از دست رفته خود تا آخرین قطره خون به راهش ادامه می دهد و بن وید معروف او را در این راه کمک میکند. در ضمن لازم به ذکر است که نفرین دست خدا در فیلم کاملا نمایان شد. هر کسی به جز بن وید که دستش به اسلحه خورد، در پایان کشته شد! اما سوالی که فیلم بر روی آن پافشاری میکند این است که آیا انسان تحت هر شرایطی باید پایبند عقیده خود باشد یا میتواند مصلحت را برگزیند؟ تعدادی از شخصیت های فیلم راه اول را انتخاب کردند و تعدادی راه دوم را ولی کدام یک از آنها برای همیشه در یاد مردم میمانند؟ اعتقادی که با ۲۰۰ دلار شروع شد و با جان دن به پایان رسید. آیا برای جان افراد هم میتوان قیمتی تعیین کرد؟ و در آخر آیا بن به راستی متحول شد یا فقط برای بازگرداندن شرافت دن دست به این کارها زد؟

 

این فیلم به واسطه شخصیت های بسیار بسیار نزدیک به واقعیش، تاثیر عمیق در افکار بیننده میگذارد. اما به یاد داشته باشید که در آخر چه کسی پیش وجدان خویش به آرامش می رسد؟

 

 

دانلود کل آلبوم : لینک مستقیم

دانلود موسیقی : لینک مستقیم

کلمه عبور: www.radiobaran.com

پخش آنلاین :

منبع: رادیو باران

 

 

 

تهيه اکانت وي آي پي مخصوص دانلود از راديوباران

دسته‌بندي : Soundtracks
سفارش پستي آلبوم ها از فروشگاه راديو باران - ام آر شاپ  - MRSHOP.IR

۶ دیدگاه ارسال شده است.

قبل از ارسال دیدگاه به نکات زیر توجه کنید ...

  • - لطفا دیدگاه خود را فقط به زبان فارسی ارسال فرمائید.
  • - لطفا دیدگاه خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.
  • - درخواست موسیقی خود را فقط در این بخش ارسال نمائید .
  • - نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • - نظراتی که محتوای آنها خلاف قوانین و یا دارای محتوایی توهین آمیز به سایت و یا کاربران داشته باشد تایید نخواهد شد و IP کاربر مسدود خواهد شد .
  •