به کانال رسمی رادیوباران در تلگرام بپیوندید

دانلود رایگان آلبوم زیبای “میلیون ها تنها” کاری از مسعود حیدریان (آرایا)

دانلود آهنگ ایرانی جدید
%دانلود رایگان آلبوم زیبای میلیون ها تنها کاری از مسعود حیدریان (آرایا)

Masood Heydarian : Millions Ones in Alone
Genre : Orchestral Electronic

Year Of Release 2006 
File size : 34 MB

Quality : MP3

Bitrate : 128 kbps

توضیحات کامل آلبوم به قلم آقای حیدریان

 

یک لحظه تصور کن ، روبروی کوهی هستی و ترانه ای را بلند بلند ، می خوانی ، اما بازتابی که از کوه به سمت تو باز می گردد ، ترانه دیگری را می خواند، … یقین داری که این بازتاب، صدای توست ، با تو می خواند ، با تو سکوت می کند اما ترانه ، ترانه تو نیست ، … این حس دقیقا ، بازگو کننده حال آن روزهای من بود … روزهای واپسین بهار 1382 ، پایان دوران دانشگاه و درس و بی خیالی … ، آستانه ورود به دنیای واقعی . خوب یادم هست تصوراتی از دنیای پیرامونم داشتم ، که پس از گشتی کوتاه، میان مردمی که تا بحال ، جور دیگری می شناختمشان ، به هم ریخت ، … گویی ناگاه از خواب پریده باشم ، در زمانی از شبانه روز که نمی دانستم شب است یا روز ؟ … نمی دانستم باید دست بکشم یا شروع کنم ؟ انگار چشم باز کردم و دیدم در دنیای کلمات ناشناخته متولد شده ام و اولین واکنشم به آن ، ترس بود ، از گفتنش شرمسار نیستم …، ترسیدم …، همه ما از زبان های دیگر می هراسیم ، زیرا نمی دانیم در پس کلمات ، چه معنایی پنهان است ، ترسی شبیه وحشت از تاریکی ، هراس از ندانستن، ندانستن هدف و منظور دیگران و اینگونه است که با دیگران هستی اما جدا و تکی … هر چند گاهی همین دیگران که ناشناخته اند و کلامشان که از آن هراسانی ، تو را به راهی رهنمون می کند و از سردرگمی نجاتت می دهد ، یک نفر با کلامش که خود نمی داند برای تو چقدر رهایی بخش است همچون یک فرشته نجات بر راهت وارد شده و باعث می شود تا خود را نجات دهی ، در این حال دوست داری خود را پیرامون فرشتگانی ببینی که پیام آورانت هستند، اما خیلی زود می فهمی انسانها به اقتضای حال و نیاز خود، رفتار می کنند و سخن می گویند ، شاید گاهی این حرفها و نیازها، با آنچه دوست داری بشنوی تلاقی کوتاهی پیدا کند ، پس می پنداری که برایت پیامی آمده تا تو را برهاند و کسی، جایی ، به فکر تو و نگران توست …، حقیقت این است که همه ما اینگونه دوست داریم بیاندیشیم و منتظر کسی هستیم تا روزگار ما را بهتر کند، اما چگونه می شود اینگونه از هم گریزان و تنها باشیم و اینگونه به هم نیازمند ؟ دوباره باید از خودمان بپرسیم آیا من و تو فرشتگان نجات یکدیگریم ؟ … دنیا با این معماهایش شبیه بزم بی رویانی شده که صورتک دارانش همه در ظاهر منحصر به فرد و پیچیده اند ، رمز آلود و دست نیافتنی ، چون نقاب به کناری رود خواهیم دید پشت صورتکها ، آدمهای خیلی معمولی مثل ما با مشکلاتی شبیه ما هستند ، و آنها هم از همه چیز ناراضی اند و آنها هم از همه گریزانند و آنها هم می ترسند و آنها هم رازها و روزهای تاریکی دارند که نمی خواهند درباره اش با کسی صحبت کنند اینگونه است که میلیونها تنها داریم ، به مانند جزیره های تک سکنه ای که ساکنش از نجات خویش دست کشیده، شاید در ابتدا احساس تنهایی کنی و بخواهی از جزیره ات ، کوچ کنی ، سرنوشت و ساختار دنیا را عوض کنی … اما سرانحام بر خواهی گشت و بازگشت تو به معنی قبول کردن این شرایط خواهد بود . زیرا وظیفه و توان ما ، عوض کردن سناریو جهان نیست ، بلکه بی نقص بازی کردن نقشمان است. آلبوم “میلیونها تنها” در مدت 3 ماه نوشته شد و اولین تجربه من در ارائه موسیقی بیکلام منسجم است، اولین دیالوگ من با دنیا پیرامونم … امیدوارم نقصهای این آلبوم را به بی تجربگی آن زمان بنده ببخشید و همچنین امیدوارم از آن لذت ببرید …

ارادتمند همه شما خوبان : مسعود حیدریان

 

دانلود رایگان آلبوم زیبای “سقوط درختان صلح”، ساخته ی مسعود حیدریان

دانلود آلبوم Peace Trees Fall اثری از مسعود حیدریان

%دانلود رایگان آلبوم زیبای سقوط درختان صلح، ساخته ی مسعود حیدریان

Masood Heydarian (ARAYA) : Peace Trees Fall
Genre : Orchestral Electronic

Year Of Release : 2008
File size : 47 MB

Quality : MP3

Bitrate : 128 kbps

“قطعه ی پایان روزها به همراه توضیحات کامل آلبوم به قلم آقای حیدریان اضافه شد”

 

مسعود حیدریان، از آهنگسازان توانای کشورمان می باشد که در ساخت قطعات بی کلام سبک الکترونیک، تجربه ی خوبی دارد.سال 2008، یعنی 6 سال پیش، آلبوم زیبایی توسط این هنرمند با نام تامل برانگیز Peace Trees Fall (به فارسی : سقوط درختان صلح)، در سبک الکترونیک ارکسترال ساخته شد.

این آلبوم از شش قطعه ی مختلف تشکیل شده است که همگی نشانه هایی از صلح و علاقه مندی این هنرمند، به دنیایی خالی از جنگ فکر دارد و سعی دارد تا این مهم را در قالب موسیقی بیان کند.

شاید آن زمان، این آلبوم با مضمونی کلی همچون “صلح” و نبودن حس آزادی ساخته شده باشد اما انتشار آن در این روزها می تواند حاوی پیام های فراوانی در مورد جنگ و صلح باشد و شاید نیاز باشد تا افراد زیادی آن را بشنوند، تا شاید به خود بیایند…

در نهایت، با تشکر از دوست و آهنگساز عزیزمون آقای عماد یعقوبی، از شما دعوت به دانلود این اثر و به اشتراک گذاشتن نظر های شما کاربران عزیز میکنیم.

به زودی، یک اثر دیگر از این هنرمند منتشر خواهد شد…

توضیحات کامل آلبوم به قلم آقای حیدریان :

“خزان سال 1385 بود و در خیابانی قدم می زدم ، نمی دانم دقیقا کجا ، فقط به خاطر دارم آن خیابان، نامش آزادی نبود ، همراهم زنی نازک خیال بود و بسیار دوستش می داشتم ، کنار او می توانستم سالها با دلی مملو از آرامش و شادی، حرف بزنم یا سکوت کنم ، این انتخاب من بود و هیچ چیز از زیباییِ بینمان کم نمی کرد.
درون دنیایی که من و او مرکزش بودیم ، کلمات ، نیاز به معنی نداشتند و هر دو می دانستیم این زیبایی ، فقط مختص دنیای ماست ، بیرون از این دایره یک متری، دنیا قصابخانه ای بود و صبح ها کسی تمیزش نمی کرد ، هر روز و هر شب، به بارِ شرمساریَش افزوده می شد.
جایی که ولع انسانها، مجالی به جانشان نمی داد ، ترسها خدایی می کردند و هر شب مردان، با هراسِ چگونه زنده نگهداشتن عزیزانشان، به خواب می رفتند و هر روز، زنان می مردند ، کودکان می مردند و سربازها دیگر به خانه شان باز نمی گشتند …
زن نازک خیالم گفت : کمی سردم شده است … گفتم: خودت را بیشتر در آغوشم بفشار ، دنیای ما اشکالی ندارد کوچکتر بشود ، اصلا ما را چه به کشور گشایی ؟ من و تو باید آنقدر جایمان تنگ باشد که از آغوش هم نتوانیم بیرون بیاییم … او سرش را با همان حیای معصومانه خود، پایین انداخت و لبخندی کوچک و عمیق زد … می دانست همه این حرفها ، شیرین زبانی های عاشقانه است ، اما تصورش هم خوب بود ، به جای زمین بیشتر ، به دنبال آغوش بیشتر باشیم.
دانسته بودم از آغوش مُردگان و رنجوران نمی توان کام و لذتی جُست، ولی روی زمینی که زیر آن دشت گورهاست، به راحتی می توان خُفت ، دانسته بودم ترسهایمان ، روی زمین قد می کشند و در آغوش ها گُم می شوند ، همین است که زمین را به جایی خطرناکتر از آغوش ها بدل می کند و ما همچنان که سَرِ تاسف برای گناهان گذشتگانمان تکان می دهیم، در حال تکرارشان هستیم، گویا تنها، کاری را می توانیم انجام دهیم که از پیشینیانمان آموخته ایم ، افسوس این دور باطل، پایانی نخواهد داشت مگر روزی که گورکنها، تاریخ را بنویسند و در آن به دروغ بنگارند :
” انسانها در خانه های رنگارنگ می زیستند و نان های همرنگ می خوردند، کودک همسایه شان را دوست داشتند و هیچ چیز برایشان مقدس نبود و هیچ چیز ارزش مردن را نداشت ، هر کسی شاد از رویایی بود که زنده نگهش می داشت… مردم گرفتار چیزی نبودن که برای آن تا رهایی ، نبرد کنند ، برای هیچ خشونتی لالایی های تاریکی را بگوش کسی نجوا نمی کردند و کسی را به جنگی راهی نمی نمودند و برای کودکان بی پدر شده سرود دلاور مرده را نمی خواندند ، تالار شرمساران خالی از پیشروان و پیروان بود و قلبها، به جای سرزمینها تصرف می شدند، مانند داستان فتح مکه ،… دیروز گذشته بود، امروز ، روز بخشایش و فردا همیشه روز بهتری بود ، … ”
زن نازک خیالم ایستاد ، به اطراف نگاه کردم ، او به آستانه خانه اش رسیده بود ، پس مسیرمان باید جدا می شد و هر کدام به منزل خود می رفتیم ، دستانش را به نرمی از دستم بیرون کشید و روبرویم ایستاد ، چشم در چشم ، لبخندی بر لبش بود ، گفت : ممنونم که با من قدم زدی … گفتم : آنقدر فکر توی سرم بود که گذشت زمان را نفهمیدم … گفت : حالا تمام شد ؟ … گفتم : نع … لختی در چشمانش خیره ماندم ، می توانستم با او تا پایان عمرم سخن بگویم یا اینکه خاموش باشم و ایمان داشتم هیچ کدامِ این انتخابها، از زیبایی بینمان کم نمی کرد ، توانم را جمع کردم ، لبخند کوچکی زدم و گفتم : حالا تمام شد …
به خانه برگشتم ، می دانستم همیشه انتخاب خودم را داشته ام ، حتی اگر چیزی تغییر نکند.
شصت روز بعد ترسیمی از جهانی خزان زده در دستم بود و در خیابانی قدم می زدم ، زن نازک خیالم گفت : همه اش را شنیدم ، چه اسمی برایش انتخاب کرده ای؟ … گفتم : خزان درختان آشتی

ارادتمند همگی شنوندگان این مجموعه …. مسعود حیدریان”

 

خرید هاست لینوکس - خرید دامنه ارزان