برنامه ۴۳ : سلام آقا

%برنامه 43 : سلام آقا

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

برنامه ۳۳ : ستاره مشرقی

برنامه سی و سوم تقدیم به ساحت مقدس حضرت علی ابن موسی الرضا

%برنامه 33 : ستاره مشرقی

 اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوهَ کثیرَهً تامَهً زاکیَهً مُتَواصِلهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ

شاعرمون کنار در ورودی صحن آزادی ایستاده دستاشو رو به گنبد حضرت بلند کرده و اشک از کنار چشماش آروم آروم به روی گونه هاش میاد ، از حضرت اجازه می خواد تا این بنده ی گناه کار و راه بده به خونش ، کبوتر ها تو آسمون دسته دسته حرکت می کنن …. اما شاعر چشماش به کبوتری می اوفته که تک و تنها روی زمین نشسته  اما نمیتونه پرواز کنه …

آمدم ای شاه ، پناهم  بده
 خط امانی ز گناهم بده
 ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان
 دور مران از در و ، راهم بده
 ای گل بی خار گلستان عشق
 قرب مکانی چو گیاهم بده
 لایق وصل تو  که  من  نیستم
 اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
 ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست
 شوق وسبک خیزی کاهم بده
 تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع
 گرمی جان سوز به آهم بده
 لشگرشیطان به کمین من است
 بی کسم ای، شاه پناهم بده
 از صف مژگان نگهی کن به من
 با  نظری ، یار و سپاهم  بده
 در  شب  اول که  به  قبرم  نهند
 نور  بدان شام  سیاهم  بده
 ای که عطا بخش همه عالمی
 جمله ی حاجات مرا هم بده

برنامه ۳۱ : دل صدا

%برنامه 31 :  دل صدا

ویژه نامه هفته دفاع مقدس رادیو باران تقدیم به سرزمین علم ، فرهنگ و هنر … ایران

 

در روح و جان من  می مانی ای وطن

به زیر پا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد

شرح این عاشقی ننشیند در سخن

که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد

ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران بد گهر ان

ای عشق سوزان ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان

ای ایران ایران گلزار سبز ت دور از تاراج خزان جور زمان

ای مهر رخشان ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان

سبزیه صد چمن سرخی خون من سپیدی طلوع سحر به پرچمت نشسته

شرح این عاشقی ننشیند در سخن بمان که تا ابد هستی ام به هستی تو بسته

ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران بد گهر ان

ای عشق سوزان ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان

برنامه ۲۷ : محمد رحمه العالمین

%برنامه 27 : محمد رحمه العالمین

شاعرمون دل خسته از زمانه ای که کژ فهمان و  نامردان روزگار هیچ مرزی برای گستاخی خود ندارند نشست و در حمد ستایش یگانه مخلوق جهان ، رحمه العالمین ، پیامبر مهربانی و خوبی ها شعر ها سرود .

در پیامبر اعظم علم همراه اخلاق حکومت همراه حکمت  عبادت خدا همراه با خدمت به خلق جهاد همراه با رحمت  عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا عزت همراه با فروتنى و خاکسارى روزآمدى همراه با دوراندیشى صداقت و راستى با مردم همراه با پیچیدگى سیاسى  غرقه بودن جان در یاد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست.

در او دنیا و آخرت همراه است هدفهاى والاى الهى با اهداف جذاب بشرى همراه است. او نمونه‏ ى کاملى است که خداوند در عالم وجود، موجودى کامل‏تر از او نیافریده است

 او مبشر است، بشارت‏دهنده است منذر است، بیم‏دهنده است بر همه‏ ى بشریت و بر همه‏ ى تاریخ شاهد و ناظر است فراخواننده‏ى همه‏ى بشریت به سوى خداست و چراغ نورافشان راه انسانهاست.

انّا ارسلناک شاهدا و مبشّرا و نذیرا و داعیا الى اللَّه بأذنه و سراجا منیرا

و در آخر شاعر ما این چنین می فرماید :

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت

لیله‌ی اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

برنامه ۲۶ : خاطرات گمشده – قسمت پنجم

%برنامه 26 : خاطرات گمشده – قسمت پنجم

شاعرمون برای این برنامه  سری به صندوق خونه ی قدیمی زده به خاطره هاش که خاک خوردن به صداهایی که دیگه کسی حوصله ی شنیدنشونو نداره … صداهایی که شاید هم از خاطراتش پاک کرده باشه اما میدونه هیچ وقت صاحب صدا رو نمی شه فراموش کرد یادشون می افته چه روزهای با این صدا ها زندگی کرده … غبار و از خاطره ها پاک میکنه و آروم آروم اشک هاش از گوشه ی چشمش جازی میشن … نام ها فراموش میشن ولی خاطره هاشون هیچ وقت از یادش نمیره …

خدایا…
دهانم را بو کن…
ببین، بوی سیب نمیدهد!
من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند!
میدانی یک آدم بدون حوایش چقدر تنها میشود؟!
میدانی محکوم بودن چقدر سخت است وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟!
میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟!
میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟! نمیدانی!
تو که حوا نداشته ای هیچ وقت!
ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را، این آدم را ببر پیش خودت…
خسته ام از زندگی…
دهانم را بو کن…!
ببین بوی سیب نمیدهد

 

بــــاز ای الهه ناز
با دل من بســـاز
کین غم جانگداز
برود ز برم
گــــــردل من نیاسود
از گناه تو بود
بیا تا ز سر
گنهت گذرم
بــــاز میکنم دست یاریبسویتدراز
بیا تا غم خود رابا راز و نیاز
زخاطر ببرم
گــــر نکند تیرخشمتدلم راهدف
بخدا همچون مرغ پرشور و شعف
بسویت بپرم

آنکه او به غمت دل بندد چون من کیست
ناز تو بیش از این بهر چیست
تو الهه نازی، در بزمم بنشین
من تورا وفادارم، بیا که جز این
نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثرم

 

برنامه ۲۵ : خاطرات گمشده – قسمت چهارم

%برنامه 25 : خاطرات گمشده – قسمت چهارم

 

خدایا!

چه لذت بخش است گذر نسیم یاد تو بر دلها و چه زیباست پرواز پرنده خاطره تو بر قلبها و چه شیرین است پیمودن اندیشه در جاده ی غیب ها بسوی تو.

چه روح می بخشد گام زدن در مسیر عرفان تو و چه جان می دهد ایمان به غیب تو.

 

دلم گرفته اسمون
نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم
نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها
رو سینه من اومده

اخ داره باورم میشه
خنده به ما نیومده

دلم گرفته اسمون
از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی
یه عمره که در به درم

حتی صدای نفسم
میگه که توی قفسم

من واسه اتیش زدن
یه کولبار شب بسم

دلم گرفته اسمون
یکم منو حوصله کن

نگوکه از این روزگار
یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیرن
عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه
لحظه به لحظه لعنتم

اهای زمین
یه لحضه تو نفس نزن

نچرخ تا اروم بگیره
یه آدم شکسته تن

 

برنامه ۲۴ : خاطرات گمشده – قسمت سوم

%برنامه 24 : خاطرات گمشده – قسمت سوم

باران بهانه ای بود که به زیر چتر من بیایی !! کاش نه باران بند می آمد نه کوچه انتهایی داشت …

 

تمام سال من بی تو
پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس
نمیشنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من
یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم
گل یأس میکاره
بیتو قلب جهنم هم
مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی
محاله بازی برگرده

دارم یخ میزنم بی تو
تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی
نمیشه حفظ ظاهر کرد
جای خالیه تو داره
همه دنیامو می گیره
بیتو آسونترین کارا
واسم سخت و نفس گیره

بی تو هم صحبت شبهام
همین چهار دونه دیواره
بی تو این سقف هم سقف نیست
ازش دلتنگی می باره

تمام سال من بیتو
پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس
نمی شنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من
یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم
گل یأس میکاره
بی تو قلب جهنم هم
مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی
محاله بازی برگرده

دارم یخ میزنم بی تو
تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی
نمیشه حفظ ظاهر کرد
جای خالیه داره
همه دنیامو می گیره
بیتو آسونترین کارا
واسم سخت و نفس گیره

برنامه ۲۳ : خاطرات گمشده – قسمت دوم

%برنامه 23 : خاطرات گمشده – قسمت دوم

 

روزها سریع میگذرن از پس فصل ها هر روز را شمردم با امیدی که نا امیدی بود هر روز را برای تو نوشتم در دفترخاطراتم … بی قرار آرام  تنها  گوشه ی این جزیره بیادت نشستم  ای بارانی ترین لحظه های زندگیم …

به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی
من تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها کن
دست تو اول عشق
بسپارش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار
واسه چشمات گریه می کرد

گریه می کرد
گریه می کرد

 

برنامه ۲۲ : خاطرات گمشده – قسمت اول

%برنامه 22 : خاطرات گمشده   قسمت اول

 

مجموعه ۵ قسمتی خاطرات گمشده سری کامل از بهترین و غمگین ترین و عاشقانه ترین دکلمه ها ، اشعار و سرود هایی است که تا کنون گرداوری کرده ائیم . هر برنامه به مدت تقریبی ۶۰ دقیقه  خواهد بود . در این دفتر ۵ ساعته از تمامی سبک های موسیقی استفاده شده است و از خیانت ها و بی وفائی هایی که انسان ها به عشق داشته اند صحبت شده است .

این مجموعه را به تمامی کسانی که برای یکبار هم که شده با واژه ی عشق اشنا شده اند تقدیم می کنیم .

 

رفتیم و از این رفتن  بسیار تو را بخشید
آزادی و قلب تو بر  رفتن  ما خندید
آن تازه رس نوبر گر حال مرا پرسید
گو  شکر خدا گفتم  و راضی ز ثوابت
لعنت به تو و ذات خرابت
 بر اصل و نسب  بالید
 ای اصل و نسب عالی
ای کاش نبینی تو
آن روز که پامالی
ای عاشق پوشالی
اینک تو و جولانگه مستان شرابت
 لعنت به تو و ذات خرابت
ای عاشق پوشالی
گفتم که گلی افسوس
پا تا به سرت خاره
ای بی خبر و مدهوش
این مستی پیروزی
چند است  و نه بسیاره
سقای هزار تشنه ی آواره
سیراب شدند جملگی از آب سرابت
لعنت  به تو  و ذات خرابت
در آیینه ات بنگر
حیوان صفتی بینی
حاشا مکن این باور این دست تو نیست   اینی
این است ترازوی عدالت
تو پادشه مکر و رضالت
ارزانی آن تازه رس خوش قد و قامت
تو پیشکش و قصه ی ما هم به سلامت
ای زاده حق  پشت اصالت
تفسیر تو این بود  اگر از اصل نجابت
لعنت به تو و ذات خرابت
پایان سخن بشنو این غائله شد از نو
در مکتب عشاق اگر این بود همه صبر و قرارم
گر حوصله این بود  وچنین پا به فرارم
این گونه اگر گربه صفت بودم و حاضر به جوابم
لعنت به من و عشق و بر این ذات خرابم
اینک تو و این مرداب  اینک تو و این مهتاب
بیداری اگر این است  رفتیم دگر در خواب
ای کرم بدن شب تاب
به به چه قشنگی تو در این نقش بر آبت
لعنت  به تو و ذات  خرابت

 

1 1
میزبانی سایت های پربازدید و هاست وردپرس توسط میزبان وردپرس